. . .
خیلی سخته. . .دوریو میگم. . .خیلی سخته که کسی که عزیزتینته در فرسنگ ها دورتر زندگی کنه و
حداقل به این زودی ها قادر به دیدارش نباشی. . .
خیلی سخته که صداشو میشنوی که میگه دوستت دارم ولی خودشو نمیبینی. . .
آخ که چه درد بدیه ولی شیرینه. . .درد شیرین. . .درد دوست داشتن. . .درد دوری. . .
ولی. . .
ولی زمان دیدار که رسید. . .تمام دنیا بیرنگ میشه. . .فقط ۲ نفر میمونن.
خودت و معشوقت. . .تمام دنیا بیرنگ میشه ولی چشمان معشوقت سراسر رنگ و نور میباره.
تمام صداها قطع میشه. . .فقط صدای معشوقت میاد.
آخ که چه لحظه ایه لحظه ی دیدار. . .
دلم لک زده برای اون لحظه. . .
دلم تنگ شده برای دیدار روی ماهت. . .
دلم برات تنگ شده عزیزم. . .
دوست دارم. . .
خیلی دوست دارم. . . -->>H.S<<--
. . .
.
.
.
تفکر
نوشته شده توسط خلبان هواپیمای خیال در چهارشنبه 16 خرداد1386 ساعت 14:37 | لینک ثابت |
